خرید بک لینک
پدرشان به رحمت خدا رفته... یک. یکی از بچه ها ارثش را می خواهد بقیه اما برایشان مهم تر است که مادرشان روزگار پیری را در همین خانه بگذراند تا اذیت نشود ... اما به اجبار خانه را می فروشند برای دادن سهم آن فرزند ...مادر از خانه و حیاط پر گل و حوض پر ماهی اش جدا می شود و می رود به یک آپارتمان ! چن

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 4:48

زمانی که شخصی کاری را از سر بی میلی و خیلی بد انجام میده به حالت طعنه بهش گفته میشه مگه داری برای نامادریت کار انجام میدی؟!!* کاملا مشخصه بعضی کارها برای نامادری انجام شده بعضی فیلم ها بعضی کتاب ها بعضی ساختمان ها بعضی ... بعضی... بعضی... بابا جان خب این نامادریِ طفلک گناه داره یا سراغ یه کار

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

فکر می کنم به عبارت "ولایت " به معنایش و به دلیلش! شروع به تحلیل این کلمه می کنم ایستگاه اول از کوچکترین اجتماع یعنی خانواده و ولایت پدر و همسر شروع می کنم : ولایت مرد بر همسر نه به معنای اطاعت محض بلکه به معنای پذیرفتن سکان داری خانواده توسط او و گرفتن تائید نهایی و دادن اقتدار به او و ساخت

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

می گوید به هرچه رسیده ام از صبوری است راست می گوید صبورها هیچ وقت نا امید نمی شوند چون می دانند روزی نور تمام زندگی شان را پر خواهد کرد صبور ها حسود نمی شوند چون می دانند خدا بهترین را برای همه می خواهد صبور ها مهربانند چون چیزهای کوچک بِهمشان نمی ریزد صبور ها انتقام جو نیستند چون خدا را شاهد و ناظر

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

بنده خدایی راهی فرنگستان شده بود ...از کشتی! که پیاده شده بودند خانمی دستش را دراز کرده بود برای دست دادن! او هم به قول خودش هُل شده بود و دست داده بود از آن به بعد هم همه جا نشسته بود گفته بود دست دادن با کافر لا مشکل! این روزها زیاد می شنوم ازین تیپ طرز فکر ها و رفتار ها که طرف به صرف سلیقه ش

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37





برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

سال 95 هم داره به آخر هاش میرسه هاااااا ولی من اصلا حس عید را ندارم و حس این که امسال داره تمام میشه :) اصلا هم تمایلی به تحویل دادن امسال و تحویل گرفتن سال دیگه ندارم! حس می کنم امسال پر از کار ناتمام هست که حتما هم باید همین امسال تمام بشه نه سال دیگه! مثلا انگار این ها پشت سر هم نیستن !!! یه جو

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. مدت زمان: 2 دقیقه 2 ثانیه @khosroan

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

غربت برای هرکه یک معنا دارد و وطن معنایی دیگر یک نفر در میان عزیزان و نزدیکانش است اما حس غربت دارد! یک نفر خانه ی پدری وطنش است رفتن از آن خانه برایش غم غربت میاورد حتی اگر به اندازه ی چند کوچه یا خیابان فاصله شان باشد یک نفر خیابانی که خانه های همه ی عمرش در آن بوده برایش می شود وطن یک نفر شهرش

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

1.دخترشان تنها برای ادامه تحصیل رفته است یکی از خارج های معروف! شهری که زندگی می کرده گوشت حلال نداشته اند...او هم اصلا گوشت مصرف نکره ...این قدری که بیماری گرفته است و ... در حال حاضر هم مادرش از وطن برایش گوشت خشک می نمایند و می فرستند. 2. ساعت حدود چهار یا پنج صبح دزد رفته است خانه شان می گو

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

صفحه بندی